301. سرم شلوغه!
جند روزی نبودم ... 3شنبه بابا گفت 5شنبه میان برای نصب کاغذ دیواری ... خلاصه شبونه رفتیم سهروردی و کاغذ خریدیم و گفت فردا بیاین تحویل بگیرین ... خوب شد اون شب رفتیماااا:) 4شنبه رفتیم کاغذها رو گرفتیم و 5شنبه ظهر اومدن کاغذ چسبونی :) شما هم فوق العاده خوب بودی و اذیت نکردی گل گلی :*
خلاصه 3-4 ساعت اینجا بودن و بعد از رفتنشون تند تند خونه رو جمع کردیم و رفتیم خونه ی مامانی اینا ... امروز کنسرت انیتا بود و سازش رو انتخاب کرد که گیتار الکتریک ه! ساز دومش هم آکاردئون ه:)
جمعه صبح رفتیم بقیه ی کاغذدیواری ها رو پس دادیم و گفت عصری بیاین پولش رو بگیرین!!! عصری هم ندا و شوهرش و فینگیلشون اومدن پیشمون و شام دور هم بودیم ... شنبه رفتیم پول رو بگیریم که گفت شماره کارت بدین براتون میریزم! خوب مرض داشتی؟ از اول شماره کارت میگرفتی ! مردم بیکارن هاااا! ما هم رفتیم سقف کاذب خریدیم و اومدیم خونه :) قبلش هم یه سر رفتیم خونه ی مامانی اینا
امروز هم از صبح بیکار بودیم و بابا هم رفت ماشین رو برد تنظیم موتور اینا که اگه عید جایی خواستیم بریم حالش خوب باشه :)
اینم از گزارشات ما!
راستی سبزه عدس هم دارم سبز میکنم برات :*


301. سرم شلوغه!
